تبلیغات
فراخبر - بازشناسی عوامل و فرآیند شکل گیری حوادث پس از انتخابات
فراخبر
سیاسی ، اجتماعی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بازشناسی عوامل و فرآیند شکل گیری حوادث پس از انتخابات

نظام سلطه متوجه این واقعیت گردید که با ملتی بزرگ و شکست ناپذیرکه صاحب تمدنی ریشه دار و فرهنگی اصیل و مذهبی است، مواجه می باشد که در روز نهم دی ماه اقتدار و عزت و عظمت خود را به نمایش گذاشت بنابر این بعید نیست که این دشمن زخم خورده که به آخر خط رسیده است دست به طراحی پیچیده تری بزند و مراحل بعدی جنگ نرم خود را آغاز نماید. فضای کنونی و شرایط فعلی ایران اسلامی که بی شباهت به اواخر جنگ صفین نیست، هوشیاری ملت شجاع و قهرمان ایران را می طلبد که تاریخ تکرار نشود و طراحی دشمنان را خنثی سازد.

بازشناسی عوامل و فرآیند شکل گیری حوادث پس از انتخابات

 

زمانی که آفتاب درخشنده و فروزنده انقلاب اسلامی که مبتنی بر ایستارها و انگاره های قدسی تعالیم آسمانی اسلام بود، در آسمان ایران درخشید دکترین جدیدی تولد یافت که فصل تازه ای در تحولات منطقه ای و بین المللی گشود و طنین پیام نجات بخش اسلام در استکبارستیزی ، نفی سلطه پذیری و وابستگی و سکولاریسم اخلاقی و اباحه گری و سوداگری و اثبات هویت اسلامی و ملی و احیای ارزش ها و دفاع از محرومان و مظلومان را به گوش جهانیان رساند. این حادثه عظیم به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ ایران و جهان و در چارچوب یک فرآیند چند وجهی ایده آل ساز و یک پدیده معنادار و نقطه عزیمت صورت بندی یک هویت سیاسی دین مدار در برابر دنیای سکولار پدیدار گردید و یک تقابل ایدئولوژیک در مقیاس وسیع بین این الگوی اسلامی و نظام سرمایه داری بوجود آورد. به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک ایده نو ، تفکر و اندیشه ای فعال و اثرگذار ، الگویی کارآمد، مقتدر، مستقل ، آزاد مبتنی بر دین و حق و عدالت، یکی از تلخ ترین حوادث تاریخ معاصر برای نظام سلطه و استکبار جهانی بود؛ زیرا از یک طرف الگوهای حاکم بر جوامع استکباری و نظام های سرمایه داری مبتنی بر آموزه های لیبرال دموکراسی ، سیاست های تهاجمی و مداخله گرایانه و همچنین طرح ها و راهبردهای آنها را به چالش طلبید و ضمن شکست هیمنه استکبار بویژه آمریکا ، جرأت و شجاعت ملت ها در برابر استکبار را افزایش داد و در نهایت آنها را با یک بن بست استراتژیک مواجه نمود و از طرف دیگر موجب نفوذ رو به تزاید ایران در منطقه و جهان گردید و موج بیداری و آگاهی اسلامی را در سطح افکار عمومی دنیا بویژه افکار عمومی منطقه بوجود آورد و وزن ایران را در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه ای و بین المللی ارتقا داد و ایران را به یک قدرت بزرگ، نقش آفرین و الهام بخش در معادلات قدرت و اثرگذار در معادلات امنیتی در عرصه روابط بین الملل تبدیل نمود.

بر این اساس آمریکاییها که در آغاز هزاره سوم با استفاده از فرصت های بدست آمده بویژه فروپاشی بلوک شرق سعی کردند تا با برهم زدن نظم موجود جهانی و استقرار نظم مطلوب خود، ساختار قدرت خودشان را با کارکرد هژمونیک بازسازی نمایند و نظام جهانی را به سمت نظام تک قطبی به رهبری خود هدایت نمایند ، ناگهان با یک قدرت نوظهور و اثرگذار به نام انقلاب اسلامی ایران مواجه شدند. از این رو، در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا از ایران به عنوان بزرگترین کشور دردسرساز و بزرگترین چالشگر فراملی نام برده و اسلام اصیل و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدیدات اساسی و محوری خود در بسیاری از بخش های مورد چالش منافع آن کشور شناسایی و برای مقابله با آن، به استفاده از تمامی ابزارها  و ساز و کارهای سخت و نرم تأکید می کنند. در همین رابطه آنها یک استراتژی بزرگ یا کلان استراتژی (Grand Strategy)  که شامل بخش های متعدد نظامی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و دفاعی است، در تقابل با انقلاب اسلامی تعریف کردند که توضیح آن از حوصله بحث خارج است.

فقط ذکر این نکته ضروری است که آنها در چارچوب همین مسأله، از استراتژی های درهم تنیده استفاده در محیط های منطقه ای ، راهبردهای آشوب ساز ، مکانیسم های بحران سازی در مقیاس وسیع نظیر کودتا و جنگ  و ترور و خشونت و تحریم و انزواسازی و ابهام سازی و الزام سازی استفاده نمودند تا به اهداف و مطلوبیت های استراتژیک خود نایل شوندکه البته نتیجه ای جز شکست برای آنها نداشت زیرا بالا آمدن تراز منطقه ای ایران و ثبات استراتژیک آن چنان نقش فعال و شگفتی سازی به کشورمان داده که تمام دکترین ها و راهبردهای نظام سلطه بویژه آمریکا را با ناکامی مواجه ساخته است.  به گونه ای که برخی مقامات کاخ سفید و همچنین موسسات مطالعاتی و تحقیقاتی آمریکا به قدرت و اقتدار ایران و شکست ناپذیری آن اعتراف کردند. به عنوان مثال "مارک پالمر" سناتور مشهور و خاورمیانه شناس آمریکایی با توجه به ویژگی ها و مولفه های قدرت ایران می گوید که ایران به قدرتی کم نظیر در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین الملل تبدیل شده است که نمی توان با حمله نظامی آن را سرنگون ساخت . همچنین خانم " رایس" وزیر خارجه سابق آمریکا به تلخی اعتراف کرد:" ما از سی سال پیش تمام تلاش خود را برای از بین بردن قدرت ایران بکار گرفتیم و از پیچیده ترین طراحی ها و بهترین افراد استفاده کردیم اما ایران به جای ضعف، روز به روز قدرتمند تر شد."

"توماس فریدمن" هم معتقد است که تیم آمریکا تقریباً در همه جبهه ها در حال باختن به ایران است و آمریکا پس از 16 سال سیاست های خشن به دام افتاده است.

 "لس آنجلس تایمز" می نویسد که با توجه به رشد فزآینده قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران به شکل خاری در چشم آمریکا در آمده است و "جان بولتن" که یکی از طرفداران نظریه برخورد سخت با ایران بود ، معتقد است آمریکا از یک شکست تحقیرآمیز در تنش با ایران رنج می برد و تمام تلاش آمریکا در مقابل ایران به شکست منجر شده زیرا ایران به دستاوردهای بزرگی رسیده است. به نظر من ما جنگ را باختیم و ایران به عنوان برنده نهایی در این نبرد ظاهر شده است و من معتقدم که تغییر رژیم در ایران می تواند این موضوع را حل کند.

موسسه مطالعاتی- تحقیقاتی " آمریکن اینتر پرایز" با توجه به تبعات افزایش قدرت روزافزون ایران، به سران کاخ سفید در قالب بیانه هشدار می دهد و "رابرت بائر" ایران را قدرتی که در حال تبدیل شدن به یک امپراتوری بزرگ است می نامد. با این وجود آمریکاییها که در تقابل گرایی استراتژیک با ایران بویژه در دو دهه اوّل انقلاب شکست خوردند، در آخر دهه دوم روی محور جنگ نرم "Soft War" که یکی از ابعاد پیمان "کلان استراتژی" بود تاکید کردندکه متاسفانه با روی کار آمدن جریان اصلاحات با توفیق نسبی روبه رو شدند. اما به یاری خداوند بزرگ و با تدابیر حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و همت ملت بزرگ ایران این موضوع با توجه به رویکرد اصولگرایی مردم در انتخابات دوم شوراها و مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم با شکست بزرگی مواجه شد.

به همین دلیل استکبار جهانی به طراحی پیچیده ای روی آورد که در نوع خود کم نظیر بود و آن استفاده از تمام توان و ظرفیت و استعدادهای نیرویی و ابزار و امکانات خود در چارچوب جنگ نرم بود.آنها بااستفاده از فضای آزاد و رقابتی دوران انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم فرصت را مغتنم شمردند تا راهبرد بسیار پیچیده  خود را با استفاده از روش های نوین جنگ نرم در چارچوب یک فتنه بزرگ عملیاتی نماید.

با تجزیه و تحلیل حوادث و رخدادهای سیاسی و آنالیز دقیق آنها می توان به روند متفاوت شرائط فعلی با وضعیت گذشته پی برد. در این مرحله ما شاهد تلاش همه جانبه نظام سلطه برای تشکیل یک جبهه گسترده برای براندازی  نظام جمهوری اسلامی ایران بودیم که مهمترین محور آن راه اندازی یک جنبش ضد مردمی و ضد الهی در آستانه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بود؛ که یک سر آن به شبکه های نفاق ، کفر و الحاد در خارج وصل است و سر دیگر آن به منافقین جدید. اتحاد همزمان ناکثین و مارقین و قاسطین که با برنامه ای گسترده و فراگیر و دامنه دار توسط ارتش رسانه ای غرب تجهیز می شد. مارکسیست ها و کمونیست ها نقش کاتالیزور را ایفا می کردند و اپوزیسیون خارج نشین در تحریک و تنظیم ارتباطات و اطلاعات این جنبش به اصطلاح سبز، اتصال بالا و پایین را تدارک می دید. اتحاد دشمنان خارجی در کنار اغتشاشگران و آشوب طلبان وابسته داخلی و شیفتگان قدرت، زمینه های تشکیل ائتلافی برای نقش آفرینی گسترده در تشدید خشونت علیه ملت انقلابی برای حذف نظام جمهوری اسلامی ایران را بوجود آورد. این جبهه عظیم که شامل معاندان و مخالفان ساختارشکن و منافقان حرمت شکن و منتقدان منفعت گرا بود در قالب یک صحنه شطرنج و پازل بزرگ تعریف شده بود که هرکس می بایست نقش خود را به گونه ای ایفاء نماید که منافع نظام سلطه تامین گردد.

برای تحقق این مهم قبل از انتخابات مراحلی را تعریف کرده بودند تا در هر شرایط (پیروزی یا شکست) می بایست مسیری خاص را طی می نمودند تا ایران اسلامی را با بن بست استراتژیک مواجه نماید.

 

مراحل شکل گیری این فتنه عمیق چیست؟

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که مراحل شکل گیری این فتنه عمیق چیست؟

 

در پاسخ به این سوال می توان به صورت مختصر به نکات زیر اشاره نمود:

1. تلاش هماهنگ و گسترده برای ایجاد فضای منازعات قومی و صنفی و مناقشات گروهی با استفاده از شرایط دوران انتخابات.

نظام سلطه تمام همت خود را به کار گرفت تا در پوشش فضای آزاد و دموکراتیک انتخابات با بکارگیری عناصر موجه، از یک طرف تنازعات قومیتی و مناقشات حزبی و اختلافات جناحی را دامن بزند و از طرف دیگر با حمله به اعتقادات و باورها و تغییر گرایشات افراد مستعد اختلافات را زیاد کند.

2.القای وجود گره های کور با بزرگ نمایی نقاط ضعف و کتمان نقاط قوت.

آنها با برجسته سازی ضعف ها و وارونه سازی نقاط قوت دولت سعی کردند وانمود کنند که در اثر مدیریت ضعیف اصولگرایان گره های کور بسیاری درمسیر توسعه و پیشرفت ایران بوجود آمده است.

3. ایجاد فضای دوقطبی در رقابت های سیاسی از طریق یارگیری های تفرقه افکنانه برای ایجاد یک جبهه واحد از معاندان، مخالفان و منتقدان؛ استکبار جهانی با استخدام عناصر واسط و تسهیل کننده سیاست های مداخله جویانه خود تصمیم گرفت پروژه ملت در مقابل ملت را اجرایی نماید و با عملیات روانی گسترده ، جنگ مواضع بر سر هر موضوع کوچک و بزرگ، طرح تقلب گسترده ، غیر مشروع قلمداد نمودن دولت، ایجاد تزلزل و شکاف بین گروه ها و القاء بحران و ایجاد یک سازمان رای ، توانست به شکل گیری یک فضای دوقطبی مخرب دامن بزند .

4.ساماندهی نافرمانی مدنی در جهت قرار دادن ملت در مقابل نظام پس از انتخابات و پیروزی اصولگرایان. آنها در این مرحله سعی کردند نافرمانی مدنی سازمان یافته را ساماندهی کنند تا نظام اسلامی را باچالش های گسترده مواجه نمایند.برای این امر، تلاش زیادی برای محصور نشدن فعالیت ها در چارچوب تفسیرهای رسمی از قانون،  عادی سازی عبور از قانون از طریق تفسیر جدید از قانون و در نهایت قانون گریزی آشکار و نافرمانی مدنی ساماندهی نمایند تا با استفاده از مکانیسم بحران سازی و نا امن سازی محیط جامعه، امنیت ملی ما را آسیب پذیر نمایند.

5. ابهام سازی گسترده از رهگذر تحریف واقعیات و حقایق برای همراه نمودن مردم با خود؛در این مرحله نظام سلطه تمام تلاش خود را برای غبار آلود کردن فضا و تحریف حقایق بکار برد تا مردم را باخود همراه نماید. برای تحقق این امر از خلق مناسبت و تلاش گسترده برای بهره برداری از آن گرفته تا راه اندازی جنگ قرائت های مختلف از قانون و کوبیدن بر طبل ابطال و فراهم سازی بستر تغییر از رهگذر در انداختن جنگ کدام و القا روند منفی در کشور و مخالفت های فراگیر جهت ممانعت از تثبیت دولت سعی نمود شرایط بغرنجی را بوجود آورد.

6. به چالش کشیدن ساختار و ارکان نظام؛ تحرکات دشمن در این مرحله استفاده از اقدامات ساختار شکنانه با هدف وارد نمودن ضربات قابل توجه بر پیکره نظام اسلامی بود. در این مرحله با استفاده از جنگ رسانه ای، آوردن افراد فریب خورده و وابسته در کف خیابان ها و تحریک و تشویق  آنها سعی نمودند تا ارکان و ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران را به چالش بکشند.

7. هنجار شکنی و مقابله با نهادها و نمادهای ملی و قانونی به صورت سازمان یافته در جهت تضعیف و انزواسازی آنها برای برخورد با آشوب گران و اغتشاش گران؛ مرحله بعدی اقدامات دشمنان هنجار شکنی و مقابله با نهادها و نمادهای ملی و قانونی بود که سعی کردند از تمام ظرفیت خود در این رابطه استفاده نمایند تا فعالیت های هنجارشکن را مشروع و در مقابل، نهادهای قانونی را دیکتاتور ، مستبد و نامشروع جلوه دهند.

8. رادیکالیزه نمودن تحرکات و فعالیت های آشوب گران از طریق جذب پیاده نظام جدید بی هویت؛ در این مرحله که با ناکامی های گسترده و ریزش های وسیعی روبه رو شده بودند. تمام همت خود را بکار بستند تا با استفاده از بدترین عناصر نفاق، اراذل و اوباش بی هویت از بن بستی که مواجه شده بودند خارج شوند. یعنی آنها وقتی که با آگاهی ملت ایران مواجه شدند و بخش وسیعی از نیروهای خود را از دست دادند سعی کردند از طریق حرکات رادیکالی نوعی فضای آنارشی را بوجود آورند و آستانه تحمل نظام را کاهش دهندتا نظام را به برخورد خشن با ملت و حتی کشتن آنها متهم سازند. در این ارتباطمی توان به پروژه کشته سازی از طریق ترورهای کور اشاره کرد.

9. استفاده از مکانیسم بحران سازی برای مقابله با آرمان ها، اصول و ارزش ها ؛ دشمنان شکست خورده که منفعل شده بودند و واگرایی نسبتاً گسترده ای در بین پیاده نظام خود احساس می کردند، سعی نمودند با استفاد ه از مکانیسم بحران سازی در جهت مقابله با اصول و ارزش ها و آرمان های ملت شجاع ایران اقدامات گستاخانه ای انجام دهند که تصریح در شعارهای ضد ارزشی ، تغییر شعارها، هتاکی و توهین به ولایت و آتش زدن تمثال مبارک حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) گوشه ای از آن بی شرمی هاست.

10. دین پیرایی یا دین ستیزی و تهاجم گسترده و آشکار به مقدسات برای خروج از بن بست استراتژیک؛ دشمنان قسم خورده ملت ایران که خود را در نابودی کامل می  دیدند، این بار به صورت وحشیانه ای دست به اقدامات خطرناکی زدند که نمود آن در روز عاشورای حسینی بود که روی امویان را سفید نمودند و با هتاکی و حرمت شکنی به آن روز عزیز، در واقع با ملت عزادار ایران به مقابله پرداختند.

ناگفته پیداست که نظام سلطه متوجه این واقعیت گردید که با ملتی بزرگ و شکست ناپذیرکه صاحب تمدنی ریشه دار و فرهنگی اصیل و مذهبی است، مواجه می باشد که در روز نهم دی ماه اقتدار و عزت و عظمت خود را به نمایش گذاشت بنابر این بعید نیست که این دشمن زخم خورده که به آخر خط رسیده است دست به طراحی پیچیده تری بزند و مراحل بعدی جنگ نرم خود را آغاز نماید. فضای کنونی و شرایط فعلی ایران اسلامی که بی شباهت به اواخر جنگ صفین نیست، هوشیاری ملت شجاع و قهرمان ایران را می طلبد که تاریخ تکرار نشود و طراحی دشمنان را خنثی سازد.

 

ارائه چند پیشنهاد

در همین راستا چند پیشنهاد به محضر ملت و مسئولان دلسوز نظام تقدیم می‌شود:

1. تقویت وحدت ملی(جبهه خودی) با استفاده از محور ولایتمداری.

همه جبهه خودی باید پشت سر ولایت قرار گیرند و هوشیار و بیدار به رهنمودهای رهبر فرزانه خود گوش فرا دهند و آنها را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند.

2. بصیرت افزایی مبنایی و شناخت و درک عمیق و تحلیل صحیح از شرایط و حوادث پیرامونی و مقابله با وساوس و فریب دشمن.

3. حفظ آرامش و پرهیز از فعالیت های خود سر رادیکالی که نسخه درمان آن در کلام ولایت متجلی است.

4. تبیین شرایط و تشریح وضعیت موجود برای قشر جوان.

5. ساماندهی وضعیت اقتصادی با ارائه خدمات به مردم.

6. بهره گیری از آموزه های معنوی و تقویت بنیه معنوی در قالب هیئت های مذهبی .

7. فرهنگ سازی در راستای تبیین منافع ملی.

8. تشریح برنامه ها و طرح های خائنانه دشمنان در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه نور، جلد 21 ص287.

2- سایت الف, 12/10/88، کدخبر: 6089.

3- سایت تابناک, کدخبر: 79674.

4- خبرگزاری فارس، کدخبر: 880210739.

5- سایت جانا, کدخبر: 1153.

6- انتخاب 27/5/84 به نقل از روزنامه شرق

7- سایت آفتاب، 27/2/85

8- روزنامه همشهری، 19/10/84

9- همان

10- الشرق‌الا‌وسط، شماره 10344/15 مارس 2007

11- همان

12- سایت انتخاب، اردیبهشت 86

13- جمهوری اسلامی، شماره  4219 ، 30/9/72

14- سایت فردا، 28/08/84

15- هفته نامه پرتو سخن، شماره 511.

16- مصاحبه با الشرق الا‌وسط، ش 10344

17- اعتماد ملی، 17/2/87، ص 9.

18- اعتماد ملی، 17/2/87، ص9.

19- اعتماد، 18/3/83، ص2

20- توضیح‌المسائل، ص 382

21- صدای عدالت، 12/11/84، ص11

22- اعتماد ملی، 11/11/84، ص7

23- جواهر الكلا‌م، ج 39، ص16.

درباره وبلاگ

اخبار مهم و سیاسی روز
مدیر وبلاگ : غلام مهدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان